طعم گوارایِ «وجود» سرخوش می کندش. دست های شفا، نسخه ای از نقشه جهان را می گستراند روبروی دردهای انسان. اقیانوس ها همچون آوازهای آبی، حضورِ تو را به جشن می نشینند. آبهای پراکنده، مدح جسته و گریخته تواند و ارثیه آنها همه روشنی است از نام تو. سفینه…
بیشتر »